<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ادبیات </title>
<link>http://adabozaban.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 15 Dec 2006 11:43:11 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>ادبیات چیست؟</title>
<link>http://adabozaban.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;
&lt;TABLE align=left&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG alt=تصویر src=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/show_image.php?id=20132&quot; border=0&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زبان و ادبیات جلوه گاه اندیشه ، آرمان ، فرهنگ و تجارب و روحیات یک جامعه است . انسان ها در گذر زمان از زبان برای &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;انتقال پیام ها ، عواطف و اندیشه های خویش بهره جسته اند و از ادبیات که زبان برتر است به عنو ان ابزاری در انتقال &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بهتر ، بایسته تر و مؤثرتر اندیشه خود استفاده کرده اند . ادبیات ، در تلطیف احساسات ، پرورش ذوق و ماندگار کردن &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ارزش ها و اندیشه ها سهمی بزرگ و عمده بر دوش داشته است . به همین دلیل هر اندیشه ای که در قالب مناسب &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خویش ریخته شود پایا و مانا خواهد بود . &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: green&quot;&gt;زبان و ادب فارسی ، زبان دوم عالم اسلام و زبان اول عالم تشیع ، عامل وحدت ملی و پل انتقال مواریث ارجمند &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فرهنگی از نسل های گذشته به امروز و از امروز به آینده است . به همین دلیل مضامین پر شور عرفانی ، حکمی ، &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فلسفی ، اخلاقی و هنری در زبان و ادب فارسی چشمگیر و چشم نواز است . &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 Dec 2006 11:43:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adabozaban&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>adabozaban</dc:creator>
<guid>http://adabozaban.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انواع ادبی</title>
<link>http://adabozaban.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>ادبیات به چهار دسته ی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=daneshnameh title=&quot; ادبیات حماسی&quot; href=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA+%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C&quot;&gt;ادبیات حماسی&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;ادبیات غنایی&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;ادبیات تعلیمی&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=daneshnameh title=&quot;ادبیات داستانی&quot; href=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA+%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C&quot;&gt;ادبیات داستانی&lt;/A&gt; تقسیم می شود که در ذیل به بررسی دو ادبیات حماسی و داستانی پرداخته شده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 Dec 2006 11:42:30 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adabozaban&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>adabozaban</dc:creator>
<guid>http://adabozaban.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ادبیات حماسی</title>
<link>http://adabozaban.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;H1&gt;منظومه های حماسی &lt;/H1&gt;حماسه در لغت به معنای دلاوری و شجاعت است و دز اصطلاح، شعری است داستانی با زمینه ی قهرمانی، قومی و ملی که حوادثی خارق العاده در آن جریان دارد. دراین نوع شعر، شاعر هیچ گاه عواطف شخصی خود را در اصل داستان وارد نمی کند و آن را طبق میل خود تغییر نمی دهد، به همین سبب در سرگذشت یا شرح قهرمانی های پهلوانانه و شخصیت های داستان خود، هرگز دخالت نمی کند و به میل خود درمورد آنها داوری نمی کند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در این جا، شاعر با داستان هایی شفاهی و مدون سروکار دارد که در آنها شرح پهلوانی های عواطف و احساسات مختلف مردم یک روزگار و مظاهر میهن دوستی و فداکاری و جنگ با تباهی و سیاهی ها آمده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;A id=&apos;&lt;span style=&quot;color:green;&quot;&gt;انواع منظومه حماسی&lt;/span&gt;&apos;&gt;
&lt;H1&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: green&quot;&gt;انواع منظومه حماسی&lt;/SPAN&gt; &lt;/H1&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;در ادبیات ملل، از یک دیدگاه، دو نوع منظومه ی حماسی می توان یافت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;A id=&quot;منظومه های حماسی طبیعی و ملی&quot;&gt;
&lt;H2&gt;منظومه های حماسی طبیعی و ملی &lt;/H2&gt;&lt;/A&gt;که عبارت است از نتایج افکار و علایق و عواطف یک ملت که در طی قرن ها تنها برای بیان عظمت و نبوغ آن قوم به وجود آمده است. این نوع حماسه ها سرشار از یاد جنگ ها، پهلوانی ها، جان فشانی ها و در عین حال، لبریز از آثار تمدن و مظاهر روح و فکر مردم یک کشور در قرن های معینی از دوران حیات ایشان است که معمولاً از آنها به دوره های پهلوانی تعبیر می کنیم. از این گونه منظومه های حماسی می توان حماسه کیل گمش و &lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;ایلیاد و ادیسه&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; هومر، شاعر بزرگ یونان باستان و شاهنامه ی حکیم ابوالقاسم &lt;A class=daneshnameh title=&quot;فردوسی &quot; href=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%DB%8C&quot;&gt;فردوسی &lt;/A&gt;را در ادبیات فارسی نام برد. در این دسته منظومه ها شاعر به ابداع و آفرینش توجهی ندارد بلکه داستان های مدرن کتبی یا شفاهی را با قدرت شاعرانه ی خویش نقل می کند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;A id=&quot;منظومه های حماسی مصنوع&quot;&gt;
&lt;H2&gt;منظومه های حماسی مصنوع &lt;/H2&gt;&lt;/A&gt;در این منظومه ها شاعر با داستان های پهلوانی مدون و معینی سر و کار دار ندارد بلکه خود به ابداع و ابتکار می پردازد و داستانی را به وجود می آورد. در این گونه داستان ها، شاعران آزادند با رعایت قوانینی که ناظر بر شعر حماسی است به دلخواه موضوع داستان خود را ابداع کنند و تخیل خودرا در آن دخیل سازند، از این دسته می توان ظفرنامه ی حمدالله &lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;مستوفی &lt;/U&gt;&lt;/A&gt;در زبان فارسی و &quot;انه ادید&quot; سروده ی ویرژیل، شاعر روم باستان را برشمرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ادبیات حماسی را از چشم اندازی دیگر، به حماسه های اساطیر و پهلوانی، حماسه های عرفانی و حماسه های دینی تقسیم کرده اند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;A id=&quot;حماسه اساطیری&quot;&gt;
&lt;H1&gt;حماسه اساطیری &lt;/H1&gt;&lt;/A&gt;قدیمی ترین و اصیل ترین نوع حماسه است. این گونه حماسه مربوط به دوران ما قبل تاریخ است و بر مبنای اساطیر شکل گرفته است. مثل حماسه سومری گیل گمش و بخش اول شاهنامه فردوسی (تا داستان فریدون). در این قسمت شاهنامه از &quot;اوایل&quot; سخن رفته است و مثلاً گفته شده است که اول کسی که گرمابه ساخت یا نوشتن آموخت که بوده است. قسمت هایی از ایلیاد و اودیسه رامایانا و مهابهاراتا را هم می توان جزو حماسه های اساطیری دانست. البته گاهی نمی توان ردپای قهرمان را دقیقاً در تاریخ جستجو کرد. در حماسه های پهلوانی، قهرمان معمولاً یک پهلوان مردمی است و برای او مرگ بهتر از ننگ است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG alt=تصویر src=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/show_image.php?id=20162&quot; border=0&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: green&quot;&gt;
&lt;DIV align=center&gt;نمونه ای از حماسه سومری گیل گمش&lt;/DIV&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;A id=&quot;حماسه پهلوانی&quot;&gt;
&lt;H1&gt;حماسه پهلوانی &lt;/H1&gt;&lt;/A&gt;در این نوع حماسه از زندگی پهلوانان سخن رفته است. حماسه پهلوانی ممکن است جنبه اساطیری داشته باشد، مثل زندگی رستم در شاهنامه و ممکن است جنبه تاریخی داشته باشد، مثل ظفرنامه حمدالله مستوفی و شهنشاهنامه صبا که قهرمانان آنها وجود تاریخی داشته اند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG alt=تصویر src=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/show_image.php?id=20164&quot; border=0&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;A id=&quot;حماسه دینی یا مذهبی&quot;&gt;
&lt;H1&gt;حماسه دینی یا مذهبی &lt;/H1&gt;&lt;/A&gt;قهرمان این نوع حماسه یکی از رجال مذهبی است و ساخت داستان حماسه بر مبنای اصول یکی از مذاهب است، مثل کمدی الهی دانته، خاوران نامه ابن حسام (شاعر قرن نهم) خداوند نامه ملک الشعراء صبای کاشانی. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG alt=تصویر src=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/show_image.php?id=20167&quot; border=0&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: green&quot;&gt;
&lt;DIV align=center&gt;صفحه ای از خاوران نامه&lt;/DIV&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برخی از محققان، برای این نوع، حماسه های اخلاقی نام گذاشته اند و مهابهاراتا و رامایانا را مثال زده اند. به نظر ما حماسه های اخلاقی همان حماسه های دینی هستند و حتی می توان به آنها حماسه فلسفی هم گفت، زیرا در آنها مسایل عمیقی تفکر بشری از قبیل مرگ و زندگی و خیر و شر مطرح شده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;معمولاً اقوامی که دارای زندگی فعال بودند و با اقوام دیگر جنگ یاصلح داشتند، دارای حماسه پهلوانی هستند؛ مانند یونانیان و ایرانیان باستان. اما اقوامی که فعالیت های برون مرزی نداشتند و به اصطلاح در خود بودند، بیشتر حماسه های دینی و فلسفی دارند، مانند چینیان و مصریان و هندیان باستان. در ایران هم بعد از حملات خانمانسوری از قبیل حمله غزان و مغولان و تیموریان، زندگی درونی و درونگرایی بر زندگی بیرونی و برونگرایی غالب آمد و حماسه های عرفانی، جای حماسه های پهلوانی را گرفت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;A id=&quot;حماسه های عرفانی&quot;&gt;
&lt;H1&gt;حماسه های عرفانی &lt;/H1&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;این نوع حماسه در ادبیات فارسی فراوان است. در این گونه ،قهرمانان بعد از شکست دادن دیو نفس و طی سفری مخاطره آمیز در جاده طریقت، درنهایت به پیروزی که همانا حصول جاودانگی، از طریق فنا فی الله است، دست می یابد. مثل حماسه حلاج در تذکره الاولیا، منطق الطیر هم یک حماسه عرفانی است. منتها به شیوه تمثیلی سروده شده است. بگهوت گیتا را هم که از متون مذهبی هند محسوب می شود، گاهی حماسه عرفانی خوانده اند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ممکن است انواع دیگری از حماسه هم وجود داشته باشند. مثلاً در ادبیات اروپایی نوعی از حماسه هست که به آن حماسه طنز و مسخره Mock Epic می گویند. این نوع حماسه بر خلاف حماسه های واقعی، از زندگی امروزین انسان مایه می گیرد و جنبه طنز و مسخره دارد. بودلر می گوید:&quot;حماسه طنز آن است که از زندگی امروزی بشر، ابعاد حماسی را استخراج و مشخص کنیم و به خود نشان دهیم که چگونه با کراوات و پوتین های واکس زده شاعرانه زندگی می کنیم و بزرگیم.&quot; این نوع حماسه در ادبیات فارسی چندان مرسوم نیست، اما به هر حال ما هم نوعی حماسه مسخره داریم که قهرمان آن به اصطلاح یک &quot;پهلوان پنبه&quot; است، یا کسی است که در توهمات خود اوضاع و احوال دیگری را می بیند، مثل رمان معروف دایی جان ناپلئون نوشته ایرج پزشکزاد. دن کیشوت سروانتس را هم شاید بتوان از این مقوله محسوب داشت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در اینجا توضیح این نکته ضروری است که حماسه در هر صورت، چه فلسفی باشد چه عرفانی و چه اساطیری باید همواره در بافتی از شهسواری ها و بهادری ها و خطر کردن ها ارائه شود. به عبارت دیگر &lt;SPAN style=&quot;COLOR: green&quot;&gt;دل به دریازدن ها و تن به خطر سپردن ها، مشخصه اصلی حماسه است.&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;A id=&apos;&lt;span style=&quot;color:green;&quot;&gt; ویژگی های حماسه&lt;/span&gt;&apos;&gt;
&lt;H1&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: green&quot;&gt;ویژگی های حماسه&lt;/SPAN&gt; &lt;/H1&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;هر حماسه باید دارای چهار زمینه ی &lt;SPAN style=&quot;COLOR: green&quot;&gt;داستانی، قهرمانی، ملی، خرق عادت &lt;/SPAN&gt;باشد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;A id=&quot;زمینه داستانی حماسه&quot;&gt;
&lt;H2&gt;زمینه داستانی حماسه &lt;/H2&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;یکی از ویژگی های حماسه، داستانی بودن آن است بنابراین حماسه را می توان مجموعه ای از حوادث دانست. با این که در حماسه- بی هیچ تردیدی- مجموعه ای از وصف ها، خطبه ها و تصویرها وجود دارد ،اما همه ی این عناصر نسبت به داستانی بودن در مرتبه ی دوم هستند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;A id=&quot;زمینه قهرمانی حماسه&quot;&gt;
&lt;H2&gt;زمینه قهرمانی حماسه &lt;/H2&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;بیشترین موضوع حماسه را اشخاص و حوادث تشکیل می دهند و وظیفه ی شاعر حماسی آن است که تصویرساز انسان هایی باشد که هم از نظر نیروی مادی ممتازند و هم از لحاظ نیروی معنوی، قهرمانان حماسه، با تمام رقتی که از نظر عاطفی و احساسی در آنها وجود دارد، قهرمانانی ملی هستند؛ مانند &quot;رستم&quot; در شاهنامه ی &lt;A class=daneshnameh title=فردوسی href=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%DB%8C&quot;&gt;فردوسی&lt;/A&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;A id=&quot;زمینه حماسی ملی&quot;&gt;
&lt;H2&gt;زمینه حماسی ملی &lt;/H2&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;حوادث قهرمانی که به منزله تاریخ خیالی یک ملت است در بستری از واقعیات جریان دارند. واقعیاتی که ویژگی های اخلاقی نظام اجتماعی، زندگی سیاسی و عقاید آن جامعه را در مسائل فکری و مذهبی در برمی گیرد. شاهنامه نیز تصویری است از جامعه ی ایرانی در جزئی ترین ویژگی های حیاتی مردم آن. در همان حال که با خواندن شاهنامه از نبردهای ایرانیان برای کسب استقلال و ملیت در برابر ملل مهاجم، آگاهی می یابیم، مراسم اجتماعی، تمدن و مظاهر و مدنیت و اخلاق ایرانیان و مذهب ایشان و حتی خوشی های پهلوانان و بحث های فلسفی و دینی آنان مطلع می شویم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;A id=&quot;زمینه خرق عادت&quot;&gt;
&lt;H2&gt;زمینه خرق عادت &lt;/H2&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;از دیگر شرایط حماسه، جریان یافتن حوادثی است که با منطق و تجربه ی علمی سازگاری ندارد. در هر حماسه ای، رویدادهای غیرطبیعی و بیرون از نظام عادت دیده می شود که تنها از رهگذر عقاید دینی عصر خود، توجیه پذیر هستند. هر ملتی، عقاید ماورای طبیعی خود را به عنوان عاملی شگفت آور، در حماسه ی خویش به کار می گیرد و بدین گونه است که در همه ی حماسه ها، موجودات و آفریده های غیرطبیعی، در ضمن حوادثی که شاعر تصویر می کند، ظهور می یابند. در &lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;شاهنامه &lt;/U&gt;&lt;/A&gt;نیز وجود سیمرغ، دیو سپید، رویین تن بودن اسفندیار و عمر هزار ساله ی زال ... عناصر و پدیده هایی هستند که همچون رشته هایی استوار، زمینه تخیلی حماسه را تقویت می کنند. &lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 Dec 2006 11:39:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adabozaban&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>adabozaban</dc:creator>
<guid>http://adabozaban.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ادبیات داستانی</title>
<link>http://adabozaban.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ادبیات داستانی به انواع زیر دسته بندی می شود که در ذیل به بررسی تراژدی پرداخته شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt;نمایشنامه&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A class=daneshnameh title=قصه href=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%82%D8%B5%D9%87&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt;قصه&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt;اسطوره&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A class=daneshnameh title=افسانه href=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt;افسانه&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A class=daneshnameh title=تراژدی href=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98%D8%AF%DB%8C&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt;تراژدی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A class=daneshnameh title=&quot; داستان کوتاه&quot; href=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86+%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt;داستان کوتاه&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt;رمان یا داستان بلند&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt;لطیفه&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A class=daneshnameh title=روایت href=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt;روایت&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt;حکایت&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt;تمثیل&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A class=daneshnameh title=&quot; فابل&quot; href=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%81%D8%A7%D8%A8%D9%84&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt;فابل&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt;( حکایت حیوانات) &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 Dec 2006 11:37:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adabozaban&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>adabozaban</dc:creator>
<guid>http://adabozaban.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تراژدی</title>
<link>http://adabozaban.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;TABLE class=daneshnamehtopline border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;H1&gt;
&lt;DIV class=pagetitle&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;&lt;/H1&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;DIV class=daneshnamehtext&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG alt=تصویر src=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/show_image.php?id=20029&quot; border=0&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تراژدی کلمه ای است یونانی به معنای &quot;سرود بز&quot;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یونانیان برای تئاتر و نمایش لغت تراژدی را بکار می بردند، این کلمه مرکب از لفظ &quot;تراگو&quot; یعنی &quot;بز&quot; و &quot;اگل&quot; یعنی &quot;ترانه&quot; است و معنای مرکب آن &quot;ترانه بز&quot; می شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بز در نظر یونانیان باستان مقدس بود، از این رو نمایشگران خود را به صورت بز در می آوردند و در آغاز جنبه خنده آوری داشت تا اینکه پس از مدتها از کمدی جدا گردید و بصورت کاملی در آمد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در کتابهای لغت و در کتابهای ادبی زبانهای مختلف، تعریف کلمه &quot;تراژدی&quot; و شرح مفهوم و مصداق و بیان کیفیت جذبه های آن در همه جا یکسان نیست. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تراژدی ساخته فکر لطیف یونانی است و از عهد &lt;A class=daneshnameh title=ارسطو href=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%B7%D9%88&quot;&gt;ارسطو&lt;/A&gt; تا امروز بزرگان فضل و حکمت در باب تراژدی مطلب نکته آموز بسیار نوشته اند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یکی می گوید که تراژدی جنگ عقلست با میل ها و شهوتهای انسانی و به عقیده دیگری مایه تراژدی تأثر شدید و عمیق روح شخصیت بسیار حساس در مقابل گرفتاری و مصیبت و عذابهای وجدانی است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در تعریف تراژدی نوشته اند که تراژدی شرح وقایعیست ناگوار و بد عاقبت، هم باعث هول و وحشت می شود و هم موجب رحمت و شفقت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;غم &lt;/SPAN&gt;نیز از ارکان تراژدی است، اما نه هر غمی. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;عقیده ارسطو این است که در تراژدی آنچه بر سر بیچاره گرفتار می آید(رنج و درد و عذاب جسمانی و روحانی) باید حاصل عمل او باشد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG alt=تصویر src=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/show_image.php?id=20030&quot; border=0&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برای روشن شدن این مطلب است که می گویند که مثلاً مصلوب گشتن و کشته شدن مسیح- بعقیده مسیحیان- تراژدی نیست چرا که وی ضعفی نداشت و خطایی نکرد، آنچه بر او گذشت درد و غم و رنج و مصیبت اوست نه تراژدی مسیح. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بعضی معتقدند که انسان با آفریدن و دیدن و خواندن و شنیدن تراژدی، هم رنج می برد و هم لذت و هر قدر هول و هراس و رنج و درد گرفتار بیشتر باشد برایش خوشایندتر است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در مورد علت این موضوع بحث های زیادی شده است. ولی آنچه مسلم است انسان با دیدن تراژدی لذت می برد و این عجیب است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بزرگانی چون &lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;هگل &lt;/U&gt;&lt;/A&gt;و &lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;نیچه &lt;/U&gt;&lt;/A&gt;معتقدند که این لذت موضوعی خاص و جدای احساس های معمولی بشر است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;A class=daneshnameh title=ارسطو href=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%B7%D9%88&quot;&gt;ارسطو &lt;/A&gt;در این مورد می گوید: &quot;قهرمان تراژدی در ما هم حس شفقت را بیدار می کند و هم حس وحشت و هراس را.او نه خوب است و نه بد، مخلوطی از هر دو است، اما اگر قهرمان از ما بهتر باشد اثر تراژدی بیشتر است.&quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قهرمان بر اثر تغییر سرنوشت ناگاه از اوج سعادت به ورطه شقاوت فرو می افتد. تغییر سرنوشت بر اثر عمل اشتباهی است که از قهرمان سر می زند و او بر اثر نقطه ضعفی که دارد مرتکب این اشتباه می شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قهرماتن تراژدی بیش از گناهش دچار عقوبت می شود و همین موضوع است که باعث می شود حس شفت و دلسوزی همه نسبت به او برانگیخته شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یکی از رایج ترین انوع نقطه ضعف در تراژدی های یونانی &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;غرور &lt;/SPAN&gt;است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از خود راضی بودن و اعتماد به نفس بیش از حد باعث می شود قهرمان تراژدی به نداها و اخطارها و علائم آسمانی توجه نکند و یا از قوانین اخلاقی منحرف شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این نقطه ضعف در نمونه های ایرانی آن مانند &quot;&lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;رستم&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;&quot; و &quot;&lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;اسفندیار&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;&quot; نیز به چشم می خورد. ما این ضعف اخلاقی را هم در رستم می ببنیم و هم اسفندیار. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یکی از مشخصات تراژدی &lt;SPAN style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;پیش بینی&lt;/SPAN&gt; است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در داستان &quot;رستم و اسفندیار&quot; عمل پیشگویی بر عهده جاماسب است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: green&quot;&gt;بخواند آن زمان شاه جاماسب را ----- همان فال گویان سهراب را&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و اوست که مرگ اسفندیار را به دست رستم پیشگویی می کند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در داستان رستم و سهراب هم، رستم وقوع فاجعه ای را پیش بینی کرده است: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: green&quot;&gt;به دل گفت کاین کار اهرمن است ----- نه این رستخیز از پی یک تن است&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هم چنین به نظر می رسد که رستم و سهراب گاهی به شناخت یکدیگر نزدیک می شوند چنان که سهراب به رستم می گوید: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: green&quot;&gt;من ایدون گمانم که تو رستمی!&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در فرهنگ ها و ملل مختلف تراژدی هایی یافت می شوند که اگر چه &quot;بومی&quot; و مربوط به همان منطقه هستند ولی مشابه آنها با روایتی متفاوت در بین ملتهای دیگر هم یافت می شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به طور مثال موضوع &quot;کشتن فرزند&quot; که در فرهنگ ایرانی در داستان &quot;رستم &quot; و &quot;سهراب&quot; به چشم می خورد، حدود 50 مورد مشابه دیگر با همان سیر داستانی (جنگ پدر و پسر، ناشناخته ماندن رابطه پدر و فرزندی، کشته شدن پسر به دست پدر) در بین ملل مختلف دارد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 Dec 2006 11:34:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adabozaban&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>adabozaban</dc:creator>
<guid>http://adabozaban.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ادبیات آمریکای لاتین</title>
<link>http://adabozaban.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>
&lt;TABLE dir=rtl width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;TABLE style=&quot;BORDER-COLLAPSE: collapse&quot; cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=&quot;100%&quot; colSpan=2&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 15px; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;مدت‌هاست داستان‌های آمریکای لاتین درصدر پرفروش‌ترین‌های جهان قرار دارد و نویسندگانی همچون گابریل گارسیا مارکز، کارلوس فوئنتن، ماریو بارگاس یوسا چشم و چراغ این عرصه محسوب می‌شوند. &lt;BR&gt;درست در لحظه مرگ رمان به دست روشنفکران اروپایی بود که نسل جدید داستان‌نویسان آمریکای لاتین نفسی تازه به کالبد داستان‌نویسی دمیدند و این مسیر صعودی در عرصه رمان و داستان همچنان ادامه دارد. ادبیات آمریکای لاتین پیش از فتوحات اسپانیا نیز به واسطه ادبیات کلاسیک سرخپوستی غنی بود. اما درست بعد از استقلال بود که به پویایی ویژه‌ای رسید و حال پس از دو قرن به اوج رسیده است.&lt;BR&gt;سرزمین‌های آمریکای لاتین همگی به نوعی درگیر سیاست و بستر داستانی نویسندگان امروز این سرزمین هستند. از سخنرانی‌های آتشین، «چه گوارا» تا انقلاب کوبا، سرنگونی «آلنده» و دیکتاتوری «پینوشه» و «تروخیو» هر یک دستمایه‌ای برای یک رمان و داستان است.&lt;BR&gt;این مسئله تا جایی است که زدوبندها و اعتقادات سیاسی تعیین کننده رفتارهای متقابل نویسندگان محسوب می‌شود. ماریو بارگاس یوسا همان کسی است که مجموعه‌ای 700 صفحه‌ای را در نقد آثار دوست و همکارش مارکز نوشت و به خاطر او از لیست نهایی جایزه ادبی نوبل انصراف داد و حالا به خاطر طرفداری مارکز از فیدل کاسترو (به قول یوسا دیکتاتور خوب) و حق‌کشی‌های او بیانیه‌های تند و تیز علیه مارکز و 
&lt;TABLE id=soutitr_right_class style=&quot;FLOAT: right; BORDER-COLLAPSE: collapse&quot; cellSpacing=0 cellPadding=0 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;VERTICAL-ALIGN: bottom&quot;&gt;&lt;IMG height=11 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_right.gif&quot; width=11 align=left border=0&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_top.gif&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_top.gif&gt;&lt;IMG height=8 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_h_top.gif&quot; width=41 align=left border=0&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG height=18 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_soutitr.gif&quot; width=18 align=left border=0&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_right.gif&gt;&amp;nbsp;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=100 bgColor=#fcf3e1 colSpan=2 rowSpan=2&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#6f490f&gt;&lt;B&gt;&quot; &lt;/B&gt;یوسا دیکتاتور را که به اشاره چشمی، صدها نفر را به چوبه اعدام می‌سپارد آنچنان خوار کرده است که حد ندارد، تروخیو سرطان پروستات دارد و نمی‌تواند جلوی ادرارهای بی‌موقع‌اش را بگیرد....&lt;B&gt; &quot;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_left.gif&gt;&lt;IMG height=46 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_v_top.gif&quot; width=7 align=left border=0&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;VERTICAL-ALIGN: bottom&quot; background=images/soutitr_back_right.gif&gt;&lt;IMG height=31 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_v_bottom.gif&quot; width=7 align=right border=0&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_left.gif&gt;&amp;nbsp;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG height=17 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_soutitr_bottom.gif&quot; width=18 align=right border=0&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD style=&quot;VERTICAL-ALIGN: bottom&quot; background=images/soutitr_back_bottom.gif&gt;&lt;IMG height=7 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_h_bottom.gif&quot; width=38 align=right border=0&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_bottom.gif&gt;&amp;nbsp;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG height=11 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_left.gif&quot; width=11 align=right border=0&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;رفتار جانبدارانه‌اش نسبت به کاسترو منتشر می‌کند.&lt;BR&gt;در سرزمینی که سیاست تا به این حد با زندگی عجین است، انتظار ننوشتن از سیاست و تاثیر نگرفتن از آن بسیار بعید است. ماریو بارگاس یوسا هم انگار ناخودآگاه با این جریان پیش می‌رود. درونمایه اصلی رمان‌های یوسا از دل جامعه «پرو» برمی‌‌خیزد و حالا او را قصه‌پرداز سیاست می‌توان نامید. او که چندی پیش نامزد انتخابات ریاست جمهوری پرو بود می‌گوید: &lt;BR&gt;«زندگی‌ام را میان سیاست و نوشتن تقسیم کرده‌ام.» از همین‌رو به خود حق می‌دهد که گاه این دو مقوله را با هم بیامیزد. گاه رمان‌هایش حال و هوای سیاست دارند، گاهی وقت‌ها هم سخنرانی‌هایش ادیبانه از آب درمی‌آیند. &lt;BR&gt;او این تجربه را نخستین بار در مجموعه داستان «مدیران» (1959) پیاده کرد. اما شهرتش را در عرصه داستان‌نویسی بیش از هر چیز مدیون رمان «عصر قهرمان» است که به سال 1962 جایزه ادبی «سروانتس» را نصیبش کرد. «عصر قهرمان» حکایت دانشکده‌ نظامی است که خود یوسا هم چند صباحی را در آن محیط خفقان‌آور گذرانده و بعد یک باره آنجا را رها کرده است. عنوان اصلی کتاب «شهر و سگ‌هاست» نویسنده در این رمان از سگ به عنوان سمبل دانشجویان دانشکده افسری پرو که عادت دارند بر سستی‌ها و انحرافاتشان سرپوش بگذراند سود جسته است. یوسا، قلدری و حاکمیت ظالم بر مظلوم و همچنین زندگی آزاد شهروندان را بیرون از دروازه‌های دانشکده مقایسه می‌کند.&lt;BR&gt;او به همین جا بسنده نمی‌کند و بعدها در رمان «کاپ سبز» به مقایسه یکدست نبودن جامعه‌‌پروی پردازد.&lt;BR&gt;زندگی جنگل‌نشینی و شهرنشینی، روابط همزیستانه انسان معصوم بدوی و شهری، این اثر را به یکی از مشهورترین رمان‌ها تبدیل کرد. او کلیسا، ارتش و روسپی‌خانه‌ها را رودرروی هم قرار می‌دهد و به نظر بسیاری از منتقدان رمان مذکور برای نخستین بار تضاد فراگیر همه اقشار مردمی را وصف می‌کند. « گفت‌وگو در کاتدرال» رمان سیاسی و پیچیده‌ای است که از تیرگی روابط قهرمان داستان با حکومت استبدادی «اودریا» در پرو پرده برمی‌دارد. یوسا این بار از لیما روایت می‌کند. «گفت‌وگو در کاتدرال» سراسر دیالوگ است و شاید روی تنها پنج درصد رمان را پیش می‌برد و باقی بر پایه صحبت‌هایی که رد و بدل می‌شود ساخته شده است.&lt;BR&gt;یوسا که جامعه‌شناس و سیاستمدار است، شخصیت‌های داستانی‌اش را نماینده اقشاری از مردم پرو انتخاب می‌کند. او با استفاده از برش‌‌های زمانی سعی در جذاب کردن 
&lt;TABLE id=soutitr_left_class style=&quot;FLOAT: left; BORDER-COLLAPSE: collapse&quot; cellSpacing=0 cellPadding=0 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;VERTICAL-ALIGN: bottom&quot;&gt;&lt;IMG height=11 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_right.gif&quot; width=11 align=left border=0&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_top.gif&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_top.gif&gt;&lt;IMG height=8 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_h_top.gif&quot; width=41 align=left border=0&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG height=18 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_soutitr.gif&quot; width=18 align=left border=0&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_right.gif&gt;&amp;nbsp;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=100 bgColor=#fcf3e1 colSpan=2 rowSpan=2&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#6f490f&gt;&lt;B&gt;&quot; &lt;/B&gt;داستان بلند پروازانه‌ای که غایت تخیل و تسلط یوسا را به نمایش می‌گذارد. داستان در برزیل یک قرن پیش می‌گذرد و به چگونگی به قدرت رسیدن جمهوریخواهان برزیل می‌پردازد....&lt;B&gt; &quot;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_left.gif&gt;&lt;IMG height=46 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_v_top.gif&quot; width=7 align=left border=0&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;VERTICAL-ALIGN: bottom&quot; background=images/soutitr_back_right.gif&gt;&lt;IMG height=31 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_v_bottom.gif&quot; width=7 align=right border=0&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_left.gif&gt;&amp;nbsp;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG height=17 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_soutitr_bottom.gif&quot; width=18 align=right border=0&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD style=&quot;VERTICAL-ALIGN: bottom&quot; background=images/soutitr_back_bottom.gif&gt;&lt;IMG height=7 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_h_bottom.gif&quot; width=38 align=right border=0&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_bottom.gif&gt;&amp;nbsp;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG height=11 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_left.gif&quot; width=11 align=right border=0&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;داستان دارد، یعنی راوی در فصل دوم در خانه‌ای را به صدا درمی‌آورد، بعد هزاران اتفاق جورواجور در این میان روایت می‌شود و خواننده در فصل سوم شاهد ورود راوی به داخل خانه است. خواننده در فضایی پر از تقابل و تضاد و در میان جنگل انبوهی از جزئیات و هزار توهای پر از نماد ونشانه به حال خود رها می‌کند.&lt;BR&gt;«مرگ در آتش» یکی از رمان‌های اوست، نویسنده این بار سراغ جریان سیال ذهن می‌رود و به این وسیله خلاقیت و واقعیت را درهم می‌آمیزد، از همین رو رئالیسم نیرومندش همواره در سراسر رمان خودنمایی می‌کند.&lt;BR&gt;درونمایه اصلی «مرگ در آند» نیز از واقعیت حاکم بر جامعه وام می‌گیرد. رمانی واقعی که بر پایه گفت‌وگوهای زنده و فضاسازی‌های اعجاب‌انگیز شکل گرفته است. مرگ در آند ، آشفته از لحظه‌های زودگذر، خاطرات گذشته در زمان حال و اندیشیدن به آینده است که همگی همزمان ارائه می‌شوند و از این نظر تاحد آشفتگی زمانی موجود در داستان را به خواننده منتقل می‌کنند. گویی آنچه را که یوسا ناچار به بیان آن است. آنچنان وحشت‌بار است که نمی‌توان به راحتی به بیان آن پرداخت و ناگزیر این ابهام را به وجود می‌آورد، چرا که بخش عمده‌ای از کشش داستان زاییده همین ابهام است.&lt;BR&gt;او با صدایی گاه غمگین و گاه شاد به روایت می‌پردازد و همین تک صدایی نبودن است که داستان را از حالت یک خطی خارج می‌کند.&lt;BR&gt;از دیگر شاهکارهای او می‌توان به «جنگ آخرالزمان» اشاره کرد. داستان بلند پروازانه‌ای که غایت تخیل و تسلط یوسا را به نمایش می‌گذارد. داستان در برزیل یک قرن پیش می‌گذرد و به چگونگی به قدرت رسیدن جمهوریخواهان برزیل می‌پردازد.&lt;BR&gt;آدم‌هایی که همگی از بطن یک جامعه برخاسته‌اند؛ اما هیچ یک حرف دیگری را نمی‌فهمند. جمهوری در حال شکل‌گیری است و روشنفکران با آغوش باز به استقبال رفته‌‌اند؛ اما تهیدستان از آنجا که طبقه مرفه، شکم سیر و روشنفکر را درک نمی‌کنند، جمهوری را دشمن خود و آن را ترفندی تازه در برابر فقر و بدبختی خود می‌دانند. در این میان آدم عجیب و غریبی که بی‌شباهت به مرتاض‌های هندی نیست شهر به شهر، طبق تعالیم خود جمهوری را دشمن بیچارگان مسیح می‌داند و روز به روز ایمانش نسبت به این دشمن مستحکم‌تر می‌شود، او در شهرهای فقیر می‌چرخد و نوید رسیدن «آخر زمان» را به بیچارگان می‌دهد و جمهوری تازه تاسیس را ضد مسیح معرفی 
&lt;TABLE id=soutitr_right_class style=&quot;FLOAT: right; BORDER-COLLAPSE: collapse&quot; cellSpacing=0 cellPadding=0 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;VERTICAL-ALIGN: bottom&quot;&gt;&lt;IMG height=11 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_right.gif&quot; width=11 align=left border=0&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_top.gif&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_top.gif&gt;&lt;IMG height=8 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_h_top.gif&quot; width=41 align=left border=0&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG height=18 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_soutitr.gif&quot; width=18 align=left border=0&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_right.gif&gt;&amp;nbsp;&lt;/TD&gt;
&lt;TD width=100 bgColor=#fcf3e1 colSpan=2 rowSpan=2&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#6f490f&gt;&lt;B&gt;&quot; &lt;/B&gt;«زندگی‌ام را میان سیاست و نوشتن تقسیم کرده‌ام.» از همین‌رو به خود حق می‌دهد که گاه این دو مقوله را با هم بیامیزد. گاه رمان‌هایش حال و هوای سیاست دارند، گاهی وقت‌ها هم سخنرانی‌هایش ادیبانه از آب درمی‌آیند....&lt;B&gt; &quot;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_left.gif&gt;&lt;IMG height=46 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_v_top.gif&quot; width=7 align=left border=0&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;VERTICAL-ALIGN: bottom&quot; background=images/soutitr_back_right.gif&gt;&lt;IMG height=31 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_v_bottom.gif&quot; width=7 align=right border=0&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_left.gif&gt;&amp;nbsp;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG height=17 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_soutitr_bottom.gif&quot; width=18 align=right border=0&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD style=&quot;VERTICAL-ALIGN: bottom&quot; background=images/soutitr_back_bottom.gif&gt;&lt;IMG height=7 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_h_bottom.gif&quot; width=38 align=right border=0&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD background=images/soutitr_back_bottom.gif&gt;&amp;nbsp;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG height=11 hspace=0 src=&quot;http://www.hamvatansalam.com/images/corner_left.gif&quot; width=11 align=right border=0&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;می‌کند. از همین‌رو جماعتی از پی‌اش روان می‌شوند و در میان صحرا شهری تازه بنا می‌کنند.&lt;BR&gt;این جماعت بیچاره به امید آمدن «سن سباستین» هم پیمان می‌شوند و هر موجودی خارج از این حلقه را دشمن خود می‌پندارند. طرفداران مرشد داستان چهره‌ای بدوی دارند. پس از مدت‌ها مقاومت بار چهارم طی قتل عامی خونین از بین می‌روند.&lt;BR&gt;درنهایت این‌که یوسا به خواننده اجازه نمی‌دهد هیچ کدام از این دو گروه را محکوم کند، زیرا هیچ تفاوتی میان بدبخت‌هایی که طرفدار مرشد هستند با جمهوریخواهان روشنفکر نمی‌توان گذاشت، همه به خاطر هدفشان دست به هر کاری می‌زنند.&lt;BR&gt;از همه جالب‌تر شخصیت‌پردازی یوسا در مورد طرفداران مرشد است.&lt;BR&gt;زنی که تاجی از خار به سر دارد، مولاتاها - کسانی که نتیجه ازدواج سفیدها و سرخپوست‌ها هستند – فرقه «پسران التوبه» که خودشان را شلاق می‌زنند تا شیطان از روح آنها بیرون بورد. پسری که روی دست و پایش راه می‌رود و درنهایت حضور مردی با گرایش‌های آنارشیستی به نام «گالیئوگان» مرشد به ناچار خواسته‌ها‌یش را در پشت مذهب پنهان می‌کند تا پیروانش بپذیرند، در نهایت این‌که بسیاری این اثر را بارها و بارها از «جنگ و صلح» تولستوی قوی‌تر می‌دانند.&lt;BR&gt;«سوربز» آخرین رمانی است که از یوسا به فارسی برگرداننده شده است. &lt;BR&gt;یوسا این بار سراغ دیکتاتوری دومینیکن «تروخیو» می‌رود و موشکافانه دیکتاتوری سی و چند ساله او را حلاجی می‌کند و داستان را درست از نقطه پایان روایت می‌کند، یعنی بعد از ترور بز (لقب تروخیو) در سال 1961. رمان سور بز این بار هم سه خطی است:&lt;BR&gt;زنی به نام «اورانیا» در کودکی از دومینیکن و از هرچه بو و رنگ تروخیو می‌دهد گریخته و حالا بعد از سال‌ها می‌خواهد از آنچه بر سر مردم آن دیار آمده، سردربیاورد. پدرش (عقل کل) دست راست دیکتاتور بود که در کمال خفت و خواری ناگهان عزل می‌شود و حالا بر اثر سکته مغزی افلیج شده است. خط دوم داستان گروهی هستند که در یک ماشین نشسته‌اند و منتظرند تا تروخیو از راه برسد و ترورش کنند، یوسا در این قسمت با برش‌‌های زمانی و بیان ذهنیت شخصیت‌ها سعی در جذاب کردن این خط از داستان دارد.&lt;BR&gt;یوسا دیکتاتور را که به اشاره چشمی، صدها نفر را به چوبه اعدام می‌سپارد آنچنان خوار کرده است که حد ندارد، تروخیو سرطان پروستات دارد و نمی‌تواند جلوی ادرارهای بی‌موقع‌اش را بگیرد.&lt;BR&gt;یوسا سه خط داستانی را در نقطه ترور تروخیو به هم می‌رساند؛ اما داستان باز هم ادامه دارد او به روایت آشوب‌های پس از ترور می‌پردازد و گاه رمان را تا حد یک روایت مستند پیش می‌برد. به هر حال یوسا می‌تواند هر چیزی را با تعلیق پیش ببرد و از آن موضوعی به جذابیت 700 صفحه بسازد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD height=50&gt;&amp;nbsp;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 Dec 2006 11:31:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adabozaban&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>adabozaban</dc:creator>
<guid>http://adabozaban.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ادبیات اسلامی</title>
<link>http://adabozaban.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>شعر اسلامی عربی از لحاظ سبک و موضوع از اشعار دوره جاهلیت اعراب گرفته شده است. &lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;ادبیات ایران&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; قبل از اسلام نیز در زبان و ادبیات عرب تأثیر فراوان داشت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زبان عربی که زبان قرآن و زبان فاتحان عرب بود از جزیره العرب تا مدیترانه و آسیای صغیر توسعه و بسط یافت و تقریباً در اواخر قرن اول هجری زبان عربی زبان رسمی و زبان ادبی گشت ولی باید دانست که در مناطق تحت نفوذ اسلام مردم بجز مناطق عربی زبان به زبان بومی و محلی خود سخن می‌گفتند چه مردم اسپانیا به اسپانیائی و مردم ایران به زبان فارسی تکلم می‌کردند ولی نفوذ زبان عربی در ملل و اقوای که به اسلام گرویده یا تحت نفوذ آن قرار گرفته بودند خیلی شدید بود تا جائیکه اشعار‏، کتب علمی و ادبی فراوان بزبان عربی پدید آوردند حتی اشعار عربی خود را بقافیه وسبک اعراب بادیه نشین عربستان می‌سرودند در قرطبه، قیرون، فسطاط، دمشق، کوفه، مرو و بخارا چنین شیوه‌ای جریان داشت، فرهنگ‌های ملی قدیمی یا فرهنگ‌هائی ه میان اقوام و ملل رایج بود تا حد زیادی دستخوش نفوذ اسلام واقع گردید یا به عللی جای خود را به فرهنگ اسلامی دادند. زبانهای بسیاری از جمله لاتین، یونانی، قطبی، سریانی، ارمنی و پهلوی رفته رفته از میان رفت و زبان عرب جای آنها را گرفت در حالیکه پیش از نفوذ زبان عربی هر یک از این زبانها، زبان زنده زمان خود محسوب می‌شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با نفوذ نظامی و سیاسی عظیم خلفای عباسی در قرن دوم و سوم هجری فرهنگ اسلامی به درجه کمال ترقی رسید و دانشمندان بزرگ ظهور کردند و &lt;A class=daneshnameh title=عراق href=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82&quot;&gt;عراق&lt;/A&gt; مرکز ثقل ادبیات کلاسیک عرب گردید و از &lt;A class=daneshnameh title=اسپانیا href=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7&quot;&gt;اسپانیا&lt;/A&gt; تا ماوراء‌النهر منطقه نفوذ زبان عربی گشت. در قرن دوم و سوم هجری ادبیات عرب به سبک‌های مختلفی درآمد و موضوعات و مسائل گوناگون مورد بحث و انتقاد قرار گرفت و فرهنگ متمدن باستانی ملل مختلف در آن راه یافت‏، نخست فرهنگ و تمدن یونانی سپس تمدن و فرهنگ ایران و ملل بسیار در آن مؤثر افتاد و خلاصه یکی از درخشان‌ترین دروه‌های تمدن اسلامی آغاز گردید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از قرن پنجم هجری فرهنگ و تمدن اسلامی در عراق رو به ضعف نهاد و بعد از هجوم مغول از میان رفت ولی در سوریه، و اسپانیا و برخی از نقاط ایران، تمدن اسلامی به زندگی خود ادامه داد و سرانجام در قرن هفتم هجری نفوذ ادبیات اسلامی عربی پایان پذیرفت و ادبیات اسلامی عربی قوه خلاقیت خود را تقریباً از دست داد. اما در این احوال، ادبیات فارسی، ادبیات ترکی عثمانلو و ادبیات جغتائی رو به ترقی و تکامل نهاد البته ادبیات فارسی از قرن چهارم هجری راه تکامل و ترقی خود را آغاز کرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ادبیات اسلامی با همه‌ تنوع و تضادی که در مناطق مختلف زیر نفوذ خود داشت با اینحال یکنوع وحدت در آن به چشم می‌خورد، مثلاً‌ شعر جاهلی که قبل از اسلام راه ترقی و تکامل را می‌پیمود در دوره اسلام نیز مورد تقلید قرار گرفت، موضوع شعر جاهلی خمریات و وصف صحرا و دلدادگی عاشق یا وصف &lt;A class=daneshnameh title=شتر href=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B4%D8%AA%D8%B1&quot;&gt;شتر&lt;/A&gt; و چربی زیاد آن و وصف تعصبات و غرورهای قبیله‌ای و شرح بت‌ها و توصیف بت‌پرستی‌ها بود چون اسلام ظهور کرد شعر جاهلی مورد تقلید شاعران قرار گرفت و همان موضوعات کم و بیش به وسیله شاعران دوره اسلامی سروده می‌شد. اما رفته رفته که زبان عرب زبان تمدن و زبان عده‌ای از مدرم متمدن تحت نفوذ حکومت اسلامی گردید از قید تعصبات قومی رست و بحث درباب مسائل و موضوعات عمومی‌تر را دنبال کرد و مباحث دینی اسلامی جایگزین گشت حتی شعر تا حدی جنبه غیر دینی یافت علاوه بر این شعر جنبه ادبی و هنری بخود گرفت و دیگر در دوره عباسیان ))شعر&lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt; تمایلات اسلامی را به جای افسانه‌های جاهلیت بکار برد. با اینحال پاره‌ای مضامین و موضوعات دوره جاهلی در شعر دوران ««عباسیان&lt;/A&gt; از قبیل نوع‌دوستی بچشم می‌خورد و پاره‌ای از شئون زندگی عربستان دوره جاهلیت در قرن دوم و سوم هجری به عراق و سایر مراکز اسلامی راه یافت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مبارزه‌ای طولانی میان مسلیمن با شعر جاهلی حتی خود &lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;شعر&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; درگرفت اما ادبیات با همه مخالفت‌های پنهانی و آشکار مذهبی و فلسفی به حیات خود ادامه می‌داد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مکتب جدید عباسی برای عرض اندام در برابر شعر قدیم کوشش بسیار کرد و در نتیجه یکی از دوره‌های درخشان ادبیات اسلامی گردید زیرا سیر تکاملی تدریجی شعر و ادب اسلامی از ابن‌قتیبه که نقطه شروع آنست تا الحصری و ابن‌اثیر ادامه داشت شعر و ادب از قیود قدیم رهائی می‌یابد و با اینکه نسبت به شاعران بزرگ قدیم احترام بسیار قائل است ولی برتری متجددان را اعتراف می‌کند. با ظهور المتنبی دوره کلاسیک ادبیات عربی و اسلامی که جنبه اختصار داشت آغاز گشت گرچه این ادبیات بی‌روح جلوه می‌کرد و رفته رفته شعر و ادب عربی به عبارت پردازی بیشتر سرگرم شد تا آفرینش مضامین تازه، ابتکارات و سبک‌های محنصر به فرد اشخاص مورد اعتراض و انتقاد ادیبان شرقی قرار گرفت. در این احوال اوبوالعلای معری ظهور می‌کند ولی او نیز با همه نوآوری باز برای شعر قدیم احترام فراوان قائل است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مبارزه ادبی دوره عباسیان به این ترتیب پایان می‌یابد و مدت چند قرن قرون وسطای عرب در سرتاسر مشرق بحال رکود درمی‌آید. از مغرب تا شمال آفریقا و اسپانیا سبک‌های جدیدی بوجود آمد و ایجاد وحدت ادبی که در آن زمان به یک نحو پیش می‌رفت به پدید آمدن این سبک‌ها کمک کرد و با نفوذ ))ادبیات کلاسیک&lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt; &lt;/U&gt;جدید شیوه متجددین در شرق فراموش گردید اما در مغرب یعنی در اسکندریه آثار جالبی پدید آمد از جمله منتخبات اشعار ابن بسام، ابن خاقان و سبک جدید ابن معتز و صنوبری و سایر متجددان در عراق و سوریه باقی گذاشت با وجود علاقه‌مندی نسبت به مکتب جدید، کشورهای مغرب ««اسلام&lt;/A&gt; دو بدعت جدید و مهم ر شعر قرون وسطای عرب بوجود آوردند که یکی اشعار تهلیلی دیگری استعمال و استفاده از اصطلاحات عامیانه که به آن موشحه و زجل می‌گفتند بود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این اشعار از لحاظ داستانهای سلحشوری و حماسی در &lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;خاورمیانه&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; خیلی جالب توجه است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از اولین شاعران مبتکر اشعار تهلیلی چیزی نمی‌دانم ولی ظاهراً و طبق روایات اینگونه اشعار نخست در آندلس بوجود آمد شاید قبلاً سبک‌های مشابهی در شرق اسلام موجود بود که با زنابینای قبره یا کس دیگری قصاید هم قافیه قدیم را فراموش کرده تهلیل‌های ساده‌تر و روان‌تری با قافیه‌های متغیر و بکری بوجود آورد ودر نتیجه ادبیات قدیم اعراب بادیه نشین جان تازه‌ای یافت و علاوه بر این سرایندگان قصیده‌های قدیمی به سرودن قطعات نشاط‌آور و تصنیف‌های تهلیلی بدون رعایت اصول شعری کلاسیک عرب با زبان ساده و روان عامیانه به ذکر حقایق پرداختند قبلاً این رابطه نبود یا اصلاً خیلی کم بود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبک جدید که به آن موشحه (زجل) ‌گویند به زبان عامیانه و از مبتکران آن یکی این قزمان متوفی به سال 1160 میلادی بود. با اینحال این سبک‌های تازه نتوانست به یکباره نفوذ سلطه ادبیات قدیم عرب را از زبان و ادبیات عربی از میان ببرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کوشش‌های سرایندگان اشعار موشحه بر اثر مخالفت‌های ادبیان نتیجه چندانی ندارد و اصطلاحات عامیانه نتوانست در شرق جائی برای خود باز کندو در آندلس نیز نتایج جالب توجهی به بار نیاورد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 Dec 2006 11:23:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adabozaban&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>adabozaban</dc:creator>
<guid>http://adabozaban.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشاهیر</title>
<link>http://adabozaban.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;آشنایی با زندگی و آثار چندی از&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt; &lt;FONT color=#ff6600&gt;مشاهیر&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 Dec 2006 11:20:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adabozaban&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>adabozaban</dc:creator>
<guid>http://adabozaban.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ویکتور هوگو</title>
<link>http://adabozaban.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>&lt;TABLE id=tblDetail cellSpacing=5 cellPadding=2 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top&gt;
&lt;DIV style=&quot;WIDTH: 182px&quot;&gt;&amp;nbsp;
&lt;DIV class=thumbcaption style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;
&lt;DIV class=magnify style=&quot;FLOAT: left&quot;&gt;&lt;A class=internal title=&quot;بزرگ شود&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:Victor_Hugo.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;ویکتور هوگو&lt;A class=internal title=&quot;بزرگ شود&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:Victor_Hugo.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;A class=internal title=&quot;ویکتور هوگو&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:Victor_Hugo.jpg&quot;&gt;&lt;IMG height=238 alt=&quot;ویکتور هوگو&quot; src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/7/7c/Victor_Hugo.jpg/180px-Victor_Hugo.jpg&quot; width=180 longDesc=/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:Victor_Hugo.jpg&gt;&lt;/A&gt;&lt;A class=internal title=&quot;ویکتور هوگو&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:Victor_Hugo.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top align=middle&gt;&lt;SPAN class=newsLead id=NewsDetail03_lblLead style=&quot;WIDTH: 95%&quot;&gt;هوگو، ویکتور ماری Hugo, Victor-Marie شاعر، رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس فرانسوی (1802-1885) ویکتور هوگو در شهر بزانسون Besancon از پدری جمهوریخواه و مادری طرفدار سرسخت سلطنت زاده شد و بعدها از سوء تفاهمات و اختلاف پدر و مادر رنج بسیار برد ...&lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=right&gt;&lt;SPAN class=content id=NewsDetail03_lblBody style=&quot;WIDTH: 97%&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;هوگو، ویکتور ماری&lt;/FONT&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Hugo, Victor-Marie&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; شاعر، رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس فرانسوی (1802-1885) ویکتور هوگو در شهر بزانسون &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Besancon&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; از پدری جمهوریخواه و مادری طرفدار سرسخت سلطنت زاده شد و بعدها از سوء تفاهمات و اختلاف پدر و مادر رنج بسیار برد، کودکی وجوانی را با برادران خود نزد مادر و در خانه‌ای در پاریس گذراند که خاطرات باغچه بزرگش که هنوز حالت طبیعی و وحشی را حفظ کرده بود، در اشعار مشهورش دیده می‌شود. در 1811 مادر با سه پسرش به مادرید سفر کرد تا از شوهر که به مقام ژنرالی ارتش امپراتوری ارتقا یافته بود، دیدن کند. آنان تا 1813 در اسپانیا ماندند و در این سفر ذوق و قریحه ویکتور درباره رنگهای محلی و نقشهای اسپانیایی و خصوصیتهای این سرزمین بیدار گشت، اما ادراک او از عالم طبیعت که در تخیلاتش جای مهمی اشغال کرده بود، در پاریس رشد کرد و استعدادش بسیار زود در این شهر ظاهر گشت. در 1816 و در چهارده سالگی در یادداشتش نوشته است: «می‌خواهم شاتوبریان باشم یا هیچ.» هوگو پس از آن با عشق شدید و اسلوب معین به نویسندگی، شاعری، رمان‌نویسی و نقد هنری پرداخت. وی که از قریحه شاعری برخوردار بود، به این نکته پی برد که شعر حرفه‌ای است که باید ابتدا فنون آن را فراگرفت. پس در عین جوانی، با تمرینهای مداوم به آموختن علم عروض و فن معانی و بیان روی آورد. در هفده سالگی با برادرانش مجله کنسرواتور لیترر &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Conservateur litteraire&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; را تأسیس کرد که تا ماه مارس 1821 دوام یافت. در این مجله مقاله‌های فراوان انتقادی با قضاوتی ساده و قابل توجه و سبکی متین انتشار داد و اولین شکل رمان خود را که در 1818 به نام &quot;بوگ ژارگال&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Bug-Jargal&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; نوشته بود، در آن منتشر کرد، داستانی از انقلاب سیاهان که وی را از نظر ادبی نویسنده‌ای پیشرفته معرفی می‌کرد. این رمان به صورت کامل شده در 1826 انتشار یافت. هوگو در 1820 به سبب سرودن &quot;اود درباره مرگ دوک دوبری&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Ode sur la mort du duc du Berry&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; از طرف لویی هیجدهم، شاه فرانسه، عطیه‌ای دریافت کرد. در 1821 مادر را از دست داد و پدرش کمی بعد ازدواج کرد. سال 1822 آغاز حقیقی زندگی خانوادگی و زندگی ادبی هوگو است. در هشتم ژوئن و در بیست سالگی اولین دیوان را به نام &quot;اودها و اشعار گوناگون&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Odes et Poesies diverses&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; انتشار داد که موفقیت بسیار به دست آورد و در اکتبر همان سال با دوست دوره کودکی، &quot;آدل فوشه&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Adele Foucher&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; که به سبب تهیدستی نویسنده و اختلاف خانوادگی، مدتها خواستگاریش بلاجواب مانده بود، ازدواج کرد. پس از آن رمان &quot;آن دیسلند&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Hand’ Islande&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; را در 1823 منتشر کرد که از نظر قالب و مبنا بیش از آثار گذشته‌اش جنبه رمانتیک داشت. در 1824 &quot;اودهای جدید&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Nouvelles Odes&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; انتشار یافت و چهارمین چاپ از اشعار او در سالهای 1825-1828 در سه جلد به عمل آمد که سومین جلد به نام &quot;اودها و بالادها&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Odes et Ballades&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; شامل اشعار جدید و متنوع بود. این دیوانها هوگو را در نظر نسل جدید ادبی استاد انکارناپذیر سبک تازه شعر معرفی کرد. در دیباچه‌ای که هوگو به چاپهای متوالی اودها می‌نوشت و در آن جنبه زیبایی‌شناسی را به صورتی گسترده مورد تفسیر قرار می‌داد، از تحولی در هنر شاعری و نویسندگی خبر می‌داد. نمایشنامه &quot;کرامول&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Cromwell&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (1827) با دیباچه مهمی منتشر شد. دیباچه، خود اعلامیه‌ای بود درباره نهضت رمانتیسم که هوگو در آن تراژدی کلاسیک را به علت محدودیت فکر و بیان مورد انتقاد قرار داده و مرامنامه رمانتیسم را به وسیله آن عرضه کرده بود. از اینجا هوگو پیشرو مکتب رمانتیسم معرفی شد. در این سالها فرزندانش به دنیا آمدند و پدرش درگذشت. هوگو با دیوان &quot;شرقیات&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Orientales&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (1829) به سبب استادی و روشنی غیرقابل قیاس، ذوق و شیفتگی به شرق را در معاصران پدید آورد و در دیباچه آن به تخیل محض در شعر حق برتری داد و اعلام کرد که او خود خواسته است اثری با جنبه هنری محض خلق کند. قدرت توصیف مناظر خیال‌انگیز، روشنی رنگهای محلی، خاصه مهارت در علم بدیع به اشعار ادراکی متفاوت با گذشته داده و بر اثر الهام گرفتن از روشنی و درخشندگی شرق رنگ تازه یافته بود. با همت هوگو، &quot;لامارتین&quot; و &quot;وینیی&quot; موفقیت رمانتیسم در قلمرو شعر غنایی، تثبیت گشت، اما هنوز سنت کلاسیک در قلمرو تئاتر خدشه‌ناپذیر به نظر می‌آمد. رمان &quot;آخرین روز یک محکوم&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Dernier Jour d’un Condamne&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; در همین سال که اعلامیه‌ای انسانی بود درباره حذف شکنجه اعدام، بر افتخارهای هوگو افزود. از آن پس خانه شاعر در کوچه نوتردام دشان &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Notre-Dame-des-Champs&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; مرکز تجمع دوستداران ادب شد و مکتب رمانتیسم در آن ظهور کرد. در قلمرو تئاتر، هوگو هنوز به شهرتی دست نیافته بود. نمایشنامه کرامول هنوز برای بازی مناسب نبود و در 1829 نمایش &quot;ماریون دلورم&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Marion Delorme&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; از طرف اداره سانسور قدغن شد. در فوریه 1830 &quot;ارنانی&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Hernani&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; در کمدی فرانسز &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Comedie-Francaise&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; با اقبال عمومی بر صحنه آمد و افتخار هوگو مسلم و پیروزی رمانتیک بر کلاسیک قطعی شد. در همین سال دختر هوگو آدل &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Adele&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; به دنیا آمد. سالهای 1830 تا 1843 دوران پرثمر قریحه و ذوق هوگو در همه نوع اثر ادبی به شمار می‌آید. در قلمرو رمان‌نویسی، اولین رمان بزرگ او &quot;نوتردام دو پاری&quot; یا &quot;گوژپشت نتردام&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Notre-Dame de Paris&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; در 1831 عرضه گشت، رمانی که رستاخیز درخشان قرون وسطا و در عین حال داستان غم‌انگیز سرنوشت بشر بود. در قلمرو شعر چهار دیوان به این ترتیب انتشار داد: &quot;برگهای پاییز&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Les Feuilles d’Automne&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (1831)، &quot;سرودهای سپیده دم&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Les Chants du Crepuscule&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (1835)، &quot;نداهای درونی&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Les Voix interieures&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (1837) و &quot;پرتوها و سایه‌ها&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Les Rayons et les Ombres&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (1840). هوگو در این دیوانها از احساسهای درونی، تفکرات وهیجانهای شخصی و اندیشه‌هایش درباره تأثیر شاعر و سرنوشت بشر، تجسم و توصیف طبیعتی که خود تماشاگر آن بوده و عشق &quot;ژولیت دروئه&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Juliette Drouet&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; که با وجود کار شدید و مداوم ادبی و سیاسی تا دم مرگ ادامه داشته و مانند آن سخن گفته است و بیان کلاسیک را با تخیلات رمانتیسم پیوند کرده که گاه با فصاحت فراوان نمودار شده و گاه با سادگی کامل. در قلمرو تئاتر هوگو با نمایشنامه منظوم &quot;شاه تفریح می‌کند&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Le Roi s’ amuse&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (1832)، در پی اقبال عامه مردم بود و سه نمایشنامه منثور منتشر کرد از این قرار: &quot;کوکرس بورژیا&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Lucrece Borgia&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (1833)، &quot;ماری تودور&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Marie Tudor&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (1833)، &quot;آنژلو، ستمگر پادوا&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Angelo, tyran de Padoue&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (1835) و پس از آن نمایشنامه منظوم &quot;روی بلاس&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Ruy Blas&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (1838) که در درجه‌ای عالیتر قرار داشت و به موقعیت سیاسی و اخلاقی هوگو بستگی می‌یافت و کینه او را به &quot;سنت بوو&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Sainte Beuve&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، منتقد نامدار که از لحاظ سیاسی و خانوادگی رقیب او به شمار می‌آمد، آشکار کرد، زیرا در این سالها مادام هوگو معشوقه سنت بوو شده بود! روی بلاس و ارنانی هردو از شاهکارهای نمایشی هوگو به شمار آمد. پس از سه بار شکست، هوگو در 1841 به عضویت آکادمی فرانسه درآمد و پس از رمان آخرین روز یک محکوم (1832) به فکر رمان تازه‌ای افتاد درباره زندگی تیره‌بختان که در آن بی‌عدالتی و قساوت قانون را درباره مقصران و داوری به سود پول و سرمایه‌داری را عرضه کند. در 1834 مدارک لازم را در این‌باره فراهم آورد، اما انقلاب او را از نوشتن باز داشت و اتمام کتاب که نام &quot;بینوایان&quot; گرفت به تعویق افتاد. این دوره پرثمر و طولانی در آثار هوگو که وی را به درجه اول در شهرت و افتخار رساند، به شکستی ادبی و بدبختیی خانوادگی منجر شد. نمایشنامه حماسی و تاریخی &quot;بورگراوها&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Les Burgraves&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; که در مارس 1843 در تئاتر فرانسه برصحنه آمد با شکست روبرو شد، در نتیجه هوگو شوق خود را از دست داد، دنباله تئاتر را رها کرد و با ژولیت دروئه به نواحی پیرنه سفر کرد. در بازگشت خبر مرگ دخترش لئوپولدین &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Leopoldine&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; را در روزنامه خواند که در رودخانه غرق شده است. هوگو برای سرگرمی و گریز از این مصیبت به فعالیت سیاسی پرداخت و عضویت شورای عالی شهر پاریس را پذیرفت و ده سال کار ادبی را کنار گذارد. در چهارم ژوئن 1848 به نمایندگی شهر پاریس در مجلس شورا انتخاب شد. در این هنگام روزنامه اونمان &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Evenement&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; را تأسیس، که در آن از نامزدی لوئی ناپلئون بناپارت &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Louis Napoleon Bonaparte&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، برادرزاده ناپلئون بزرگ برای ریاست جمهوری حمایت می‌کرد، به گمان آنکه این شخص با اقتدار و نامی که از حیثیت فراوان برخوردار بود، بتواند بر هرج و مرج غلبه کند و سرنوشت ملت را به راه درست و مستدل بکشاند؛ اما به زودی دریافت که جاه‌طلبی و پول‌پرستی و طرز تفکر ارتجاعی لوئی ناپلئون برخلاف پیش‌بینیهای او بوده است. پس به گروه مخالف پیوست و در هفدهم ژوئیه 1851 نطق شدیداللحنی برضد طرحهای مستبدانه او ایراد و با کودتای او مخالفت کرد و هنگامی که نقشه‌اش با شکست روبرو شد، به بلژیک گریخت. ناپلئون سوم نیز فرمان اخراج او را صادر کرد. دوره تبعید هوگو از دسامبر 1851 تا سپتامبر 1870 به طول انجامید. بیست سال تبعید موجب شد که هوگو مانند دوره جوانی به کار شدید پردازد و پربارترین دوران کار و عالی‌ترین سالهای بروز نبوغ خود را طی کند. او خود می‌نویسد: «تبعید من سودمند بود و از این جهت از سرنوشت سپاسگزارم.» هوگو در سراسر روز در آرامش کار می‌کرد و از نظر سیاسی جمهوریخواه پرشوری گشت، چنانکه در 1859 فرمان عفو ناپلئون سوم را رد کرد و بدین طریق از حیثیت و آبروی جهانی برخوردار شد. این دوره اوج افتخار هوگو از نظر زندگی و آثار به شمار می‌آید. در 1852 کینه‌اش را نسبت به اقدامهای ناپلئون در کتاب &quot;ناپلئون کوچک&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Napoleon-Le-Petit&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; ابراز کرد که نوشته‌ای هجوآمیز بود. پس از آن انتشار دیوان هجوآمیز &quot;کیفرها&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Les Chatiments&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; در 1853 موجب ایجاد مبارزه‌ای بر ضد غصب سلطنت گشت. این دیوان به سبب طنز شدید و القای روح والای انسانیت و تنوع موضوع و سبک بر همه آثار هجوآمیز سیاسی که در فرانسه منتشر شده، برتری یافت. در 1854 هوگو شعر &quot;پایان کار شیطان&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;La Fin de Satan&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; را انتشار داد و پس از نشر اشعار فراوانی که در دیوانهای متعدد فراهم آمد، به شعر غنایی و فلسفی روی آورد. دیوان &quot;تأملات&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Contemplations&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; شامل اشعاری بود که در پاریس و بروکسل به سال 1859 سروده شد و از نظر مردم شاهکار شعر غنایی به شمار آمد. هوگو در منظومه &quot;خدا&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Dieu&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; و پایان کار شیطان این اندیشه را عرضه کرده بود که سرانجام آزادی شر پایان می‌پذیرد. در این زمان ناشر هوگو را به اتمام کار رمان عظیم &quot;بینوایان&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Les Miserables&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; برانگیخت و او پس از صرف وقت بسیار سرانجام رمانی را که سالها پیش نوشتنش را آغاز کرده بود، به پایان رساند. همچنین منظومه‌ای داستانی را آغاز کرد که از حماسه‌های کوچک ساخته شده و با عنوان &quot;افسانه قرون&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;La Legende des Siecles&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; در 1859 منتشر شد. این حماسه به سبب ادراک دقیق هوگو از امور عینی، قدرت افسانه‌سرایی و مهارت در نقل، سادگی بینش و استادی در سبک و زبان، پیروزی درخشانی کسب کرد و شاهکار هوگو به شمار آمد. در این حماسه مبارزه نیکی وبدی، مبارزه بشر با خدا، مبارزه روح و ماده دیده می‌شود. هوگو در 1894 مقاله &quot;ویلیام شکسپیر&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;William Shakespeare&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; را انتشار داد و در 1865 &quot;ترانه‌های کوچه‌ها و جنگلها&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Les Chansons des Rues et des Bois&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; را. در این دیوان زندگی خانوادگی شاعر به صورتی بسیار پرجاذبه نمودار می‌شود و هنر با همه سادگی و لطف در اشعار آن ستایش برمی‌انگیزد. در 1866 رمان &quot;کارگردان دریا&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Les Travailleurs de la Mer&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; و در 1869&quot; مردی که می‌خندد&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;L’ Homme qui rit&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; منتشر گشت. در 1868 همسر هوگو در بروکسل درگذشت. هوگو در پنج سپتامبر 1870 به پاریس بازگشت و به نمایندگی مجلس شورا انتخاب شد، اما استعفای خود را تقدیم داشت و بعدها در 1876 به سمت سناتوری پاریس برگزیده شد و هنگامی که از حکومت جدید نیز سرخوردگی یافت، به خانه خود در تبعیدگاه سابقش بازگشت. یک سال آنجا ماند، در سیاست کمتر دخالت کرد و وقت خود را بیشتر به نوشتن گذراند و آثاری را که در دوره تبعید ناتمام گذارده بود، به پایان رساند. آثار این دوره عبارت است از &quot;سال وحشت‌زا&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;L’Annee Terrible&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (1872)، &quot;نود و سه&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Ouatre-Vingt-Treize&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (1874)، آخرین سلسله از افسانه قرون (1877-1883)، &quot;هنر پدربزرگ بودن &quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;L’Art d’etre grand-pere&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (1877)، شامل اشعاری که از وجود دو نواده‌اش ژورژ و ژان الهام گرفته است که در آخرین سالهای زندگی موجب تسکین خاطر شاعر در برابر مصیبت از دست دادن فرزندانش بوده‌اند، &quot;داستان یک جنایت&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Histoire d’un crime&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (1878)، ادعانامه‌ای بر ضد ناپلئون سوم، &quot;ادیان و دین&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Religions et Religion&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (1880)، &quot;الاغ&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;L’Ane&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; (1880) و مانند آن. در منظومه ادیان و دین هوگو خداپرستی عرفانی را که در بشر وجود دارد، در برابر تعبیر و تفسیرهای خاصی که تمدنهای گوناگون از دین به عمل می‌آورد، قرار داده و در منظومه الاغ با حدت و حرارت فراوان از روشهای مختلف فلسفی انتقاد کرده است. در 1881 &quot;چهار نفخه روح&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Les Quarre Vents de l’Esprit&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; منتشر شد. دیوان مهمی شامل چهار کتاب، از این قرار: &quot;هجایی&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Satirique&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، &quot;نمایشی&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Dramatique&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، &quot;غنایی&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Lyrique&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، &quot;حماسی&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Epique&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;. از هوگو پس از مرگ نسخه‌های خطی بیشمار باقی ماند که به تدریج انتشار یافت. مانند: &quot;تئاتر در آزادی&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Theatre en liberte&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، &quot;سالهای شوم&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Les Annees Funestes&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; و مانند آن.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ویکتور هوگو محبوبترین نویسندگان زمان خود به شمار می‌آمد. این محبوبیت تا حدی به سبب تبعید وی که رنگی افسانه‌ای به خود گرفته بود و به سبب وضع سیاسی او به هنگام جمهوری سوم بود که او را مظهر حکومت تازه معرفی می‌کرد، همچنین به سبب حساسیت و ادراک او در برابر احساسهای بشری که بیشتر با محرومیتها و ناکامیهای بشر ارتباط می‌یافت و به سبب فصاحت بیان که در عین حال از سادگی برخوردار بود و به سبب نبوغ پرثمر و تنوع استعداد. در اشعار خود همه موضوعها را به کار گرفته و از همه لحنها وهمه صورتها استفاده کرده است، از حماسی تا هجو، از مرثیه تا غزل. در آثار هوگو تضاد شب و روز، تضاد روشنی و تاریکی، تضاد نیکی و بدی، تضاد وجدان و بی‌وجدانی پیوسته به چشم می‌خورد. در نظر هوگو مسأله بزرگ مسأله وجود بدی است که در چشم وی به صورت بی‌عدالتیهای اجتماعی ظاهر می‌شود. به عقیده او تنها چاره چه در تاریخ، چه در زندگی فردی ریشه‌کن کردن بدی است و تبدیل اهریمن به یزدان. زندگی ویکتورهوگو به رغم ماتمها و بدبختی‌های خانوادگی و به رغم تبعیدها زندگی موفقی بود، برخوردار از سرنوشتی استثنائی، با مفاخر فوق‌العاده. هوگو مظهر درخشان ملت جمهوریخواه بود. خطابه‌هایش در موارد مختلف انعکاس وسیعی به همراه داشت و هرروز بر افتخار او افزوده می‌گشت. پاریس سالروز هشتاد سالگی او را به طور رسمی جشن گرفت. هوگو در بیست و دوم ماه مه 1885 درگذشت و دولت، اول ژوئن را عزای ملی اعلام کرد. تابوتش در زیر طاق نصرت پاریس برای ادای احترام ملت گذارده شد و پس‌از آن در &quot;پانتئون&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;Pantheon&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، مقبره بزرگان به خاک سپرده شد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#808080&gt;زهرا خانلری. فرهنگ ادبیات جهان. خوارزمی.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 Dec 2006 11:16:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adabozaban&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>adabozaban</dc:creator>
<guid>http://adabozaban.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جبران خلیل جبران</title>
<link>http://adabozaban.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;TABLE align=left&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG alt=img/daneshnameh_up/d/dc/jebran1.JPG src=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/d/dc/jebran1.JPG&quot;&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;جبران خلیل جبران- که بعدها در آمریکا به نام کوتاه شده «خلیل جبران» معروف شد- در سال 1883 در دهکده کوهستانی سرسبزی به نام بشری در شمال لبنان در یک خانواده مسیحی مارونی به دنیا آمد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مارونی ها پیروان فرقه ای از مذهب &lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;کاتولیک &lt;/U&gt;&lt;/A&gt;هستند که در قرن پنجم میلادی، به دست راهبی به نام مارون قدیس پی ریزی شد و در &lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;خاورمیانه &lt;/U&gt;&lt;/A&gt;گسترش یافت. امروز بیشتر مسیحیان عرب از این فرقه اند. روحانیان کاتولیک مارونی بر خلاف روحانیان کاتولیک رومی حق ازدواج دارند، و مادر جبران خلیل دختر بی سواد یک کشیش مارونی بود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پدر جبران، که او هم جبران خلیل نام داشت، مرد مسؤولیت ناشناسی از کار درآمد و خانواده اش را فقیر و بی سرپرست گذاشت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تحصیلات جبران خلیل هم در کودکی ناگریز فقیرانه بود و کمابیش به خواندن ترجمه عربی کتاب مقدس و فرا گرفتن مبادی مسیحیت به زبان سریانی نزد کشیش دهکده منحصر می شد. جبران تحصیلات جدی تر ولی نه چندان مفصل خود را بعدها در آمریکا- و نیز در سفر چهار ساله ای به &lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;لبنان&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; انجام داد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;او با آن که در دوازده سالگی همراه با خانواده اش به آمریکا مهاجرت کرد و به تابعیت آمریکا درآمد، همیشه خود را لبنانی می دانست و با مردم &lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;لبنان &lt;/U&gt;&lt;/A&gt;همدردی داشت. پس از درگذشت جبران در چهل و هشت سالگی، در 1931، مردم &lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;لبنان &lt;/U&gt;&lt;/A&gt;جسد او را به کشورش باز گرداندند و پس از تشییع جنازه دو روزه ای او را در دهکده زادگاهش به خاک سپردند. امروز نام و آثار جبران خلیل جبران در ردیف افتخارات مردم لبنان است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;رفتن خانواده جبران به آمریکا جزئی بود از یک موج مهاجرت تاریخی که در سال های پایان قرن گذشته بر اثر رکود اقتصادی و بیکاری وسیع ناشی از باز شدن کانال سوئز در خاور میانه پیش آمد؛ مادر جبران خلیل با خانواده بی سرپرستش به خیل مهاجران آمریکا پیوست و در تابستان 1895 به نیویورک رسید، و سپس در محله عرب نشین و فقیر جنوب شهر بستون ساکن شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;او با دست فروشی و دوره گردی، و سپس با دکان داری، نان خانواده اش را در می آورد. از خانواده او جبران خلیل تنها بچه ای بود که توانست به مدرسه برود و سواد بیاموزد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;TABLE align=left&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG alt=تصویر src=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/show_image.php?id=21924&quot; border=0&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;BR&gt;در 1898 جبران خلیل، با آن که هنوز تحصیلات انگلیسی اش به جایی نرسیده بود، برای آموختن زبان و ادبیات عربی و فرانسوی به لبنان برگشت و تا 1902 در آنجا ماند. در این سال ها استعدادهای او در زمینه نویسندگی و طراحی رفته رفته آشکار شد و شخصیت خاص او شکل گرفت: جوانی با موی بلند و لباس غیر متعارف و روحیه و رفتار شیدا و شاعرانه، شیفته صلح و صفا، بیزار از ستم &lt;A class=notexistdaneshnamehlink title=&quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&quot; onclick=alert(this.title);&gt;&lt;U&gt;حکومت عثمانی&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; و بیگانه از تعالیم کلیسای کاتولیک. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این جوان در آخرین سال اقامتش در لبنان با همکاری دوستی با نام یوسف الحویک مجله ای به نام المناره دایر کرد؛ در این نشریه بود که نخستین نوشته های عربی و طرح های سیاه قلم او منتشر شد. در بهار 1902 او برای پیوستن به خانواده اش به آمریکا برگشت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در بهار 1904 نمایشگاهی از طرح های سیاه قلم جبران در بستون بر پا شد و مورد توجه منتقدان هنری را گرفت؛ اما اهمیت بیشتر این نمایشگاه، از لحاظ خود جبران، در آن بود که او را با زنی به نام مری هسکل آشنا کرد. مری ده سال از جبران بزرگ تر بود، و در زندگی ادبی جبران نقش مهمی بازی کرد، زیرا او بود که جبران را تشویق کرد که به جای ترجمه آثار عربی اش به انگلیسی، مستقیماً به زبان انگلیسی بنویسد، و خود او ویرایش نوشته های انگلیسی جبران را بر عهده گرفت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مری هسکل حتی دفتر خاطرات روزانه ای درست کرد که جزئیات دیدارها و گفت و گوهای خود را با جبران در آن می نوشت. این خاطره نویسی هفده سال، یعنی تا مرگ جبران در 1931، ادامه یافت. بعدها دفتر خاطرات روزانه مری هسکل به عنوان بزرگ ترین منبع اطلاع نویسندگان زندگی نامه های جبران خلیل جبران شناخته شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مشهورترین اثر &quot;جبران&quot; پیامبر مشتمل بر 26 مقاله شاعرانه است که در دهه 1960 در آمریکا بسیار محبوبیت یافت . &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;TABLE align=left&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG alt=تصویر src=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/show_image.php?id=21923&quot; border=0&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;از دیگر آثار او عبارتند از: &lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: green&quot;&gt;&quot;بال های شکسته&quot; 1912 &lt;BR&gt;&quot;اشک و لبخند&quot; 1914 &lt;BR&gt;&quot;دیوانه&quot; 1918 &lt;BR&gt;&quot;شن و دریا&quot; 1926 &lt;BR&gt;&quot;خدایان زمین&quot; 1929 &lt;BR&gt;&quot;سرگردان&quot; 1932 &lt;BR&gt;&quot;باغ پیامبر&quot; 1933 &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;A id=&quot;نمونه هایی از نثر جبران&quot;&gt;
&lt;H1&gt;نمونه هایی از نثر جبران &lt;/H1&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;TABLE align=left&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;IMG alt=تصویر src=&quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/show_image.php?id=21925&quot; border=0&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;BR&gt;از کتاب &quot;دیوانه&quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;سگ دانا&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یک روز سگ دانایی از کنار یک دسته گربه می گذشت. &lt;BR&gt;وقتی که نزدیک شد و دید که گربه ها سخت با خود سرگرم اند و اعتنایی به او ندارند، ایستاد. &lt;BR&gt;آنگاه از میان آن دسته، یک گربه درشت و عبوس پیش آمد و گفت &quot;ای برادران دعا کنید؛ هر گاه دعا کردید و باز هم دعا کردید و کردید، آنگاه یقین بدانید که باران موش خواهد آمد.&quot; &lt;BR&gt;سگ چون این را شنید در دل خود خندید و از آنها روبرگرداند و گفت &quot;ای گربه های کور ابله، مگر ننوشته اند و مگر من و پدرانم ندانسته ایم که آنچه به ازای دعا و ایمان و عبادت می بارد موش نیست بلکه استخوان است.&quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;مترسک&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یک بار به مترسکی گفتم &quot;از ایستان در این دشت خلوت خسته نشده ای؟&quot; گفت: &quot;لذت ترساندن عمیق و پایدار است، من از آن خسته نمی شوم&quot;. &lt;BR&gt;دمی اندیشیدم و گفتم: &quot;درست است؛ چون که من هم مزه این لذت را چشیده ام.&quot; &lt;BR&gt;او گفت:&quot; فقط کسانی که تن شان از کاه پر شده باشد این لذت را می شناسند.&quot; &lt;BR&gt;آنگاه من از پیش او رفتم، و ندانستم که منظورش ستایش از من بود یا خوار کردن من. &lt;BR&gt;یک سال گذشت و در این مدت مترسک فیلسوف شد. &lt;BR&gt;هنگامی که باز از کنار او می گذشتم دیدم دو کلاغ دارند زیر کلاهش لانه می سازند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: blue&quot;&gt;دو قفس&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در باغ پدرم دو قفس هست. در یکی شیری ست، که بردگان پدرم از صحرای نینوا آورده اند؛ در دیگری گنجشکی ست بی آواز. &lt;BR&gt;هر روز سحرگاهان گنجشک به شیر می گوید &quot;بامدادت خوش، ای برادر زندانی.&quot;&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 Dec 2006 11:05:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=adabozaban&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>adabozaban</dc:creator>
<guid>http://adabozaban.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
